سلام
خوبین؟ خوب این هم از دهتای دومی که امیدوارم خوشتون بیاد.

فیلم جدید You Kill Me (مرا می کشی) که محصول سال 2007 می باشد.
خلاصه داستان: فرانک فلنچيک در شهر بوفالو زندگي مي کند. تنها شغلي که در زندگي دوست داشته و آن را خوب نيز انجام داده، آدم کشي است. ولي پس از سال ها کار براي عمو رومن- تبهکار لهستاني تبار- به خاطر اعتياد شديد به الکل در حال از دست شغل و موفقيت خويش است. فرانک پس از به خواب رفتن بر اثر مستي هنگام آخرين ماموريت، از سوي عمو رومن و استف براي ترک اعتياد به سن فرانسيسکو فرستاده مي شود. فرانک در آنجا به کلاس هاي گروه درماني رفته و سعي مي کند تا از مشروب دوري کند. در يکي از جلسات با تام آشنا شده و با وي دوست مي شود. اما برخورد با لورل پيرسون به وي انگيزه اي شديد براي ترک مشروب مي دهد. اما وسوسه نوشيدن او را راحت نمي گذارد و از سويي براي داشتن لورل-يعني کسي که براي اولين بار در زندگي عاشق شدن را با وي تجربه کرده- خود را ملزم به گفتن حقيقت مي بيند. همزمان کسب و کار خانوادگي عمو رومن به خاطر کوتاهي فرانک در کشتن رقيب وي-ادوارد اوليري ايرلندي تبار- به مخاطره افتاده و ادوارد تصميم به از ميان بردن وي دارد. لورل نيز که عاشق فرانک شده، بعد از اطلاع يافتن از پيشه وي و قصدش مبني بر ترک اعتياد تصميم مي گيرد تا در کنار وي بماند. اما فرانک ناگهان سن فرانسيسکو را ترک مي کند، چون خبرهايي ناجور از بوفالو دريافت کرده و خود را نيز قادر به ترک مشروب نمي بيند. فرانک در بوفالو با استف که در خانه اش مخفي شده، روبرو و مي فهمد که عمو رومن و بقيه گروه به دست اوليري و دار و دسته اش به قتل رسيده اند. اوليري که از بازگشت فرانک خبردار شده، فردي را براي کشتن وي مي فرستد. اما سربزنگاه لورل-که توسط فرانک آموزش ديده بود- سر رسيده و آدمکش را خلع سلاح مي کند. فرانکو نيز بعد از کشتن اوليري به همراه لورل به سن فرانسيسکو بازمي گرد تا بار ديگر ر کلاس هاي ترک اعتياد شرکت کند...
سبک فیلم : کمدی، جنائی، مهیج
کارگردان : John Dahl
بازیگران :
Ben Kingsley ... Frank Falenczyk
rest of cast listed alphabetically:
Cory Cassidy ... Restaurant Patron
Jayne Eastwood ... Kathleen Fitzgerald
Dennis Farina ... Edward O'Leary
Philip Baker Hall ... Roman Krzeminski
Genre: Comedy / Crime / Thriller
MPAA: Rated R for language and some violence.
Runtime: 92 min
Country: USA
Release Date: June 22nd, 2007
Frank Falenczyk loves his job. He just happens to be the hit-man for his Polish mob family in Buffalo, New York. But Frank's got a drinking problem, and when he messes up a critical assignment that puts the family business in peril, his uncle sends him to San Francisco to clean up his act. Frank is not a touchy-feely kind of guy; but he starts going to AA meetings, gets a sponsor and a job at a mortuary where he falls for the tart-tongued Laurel, a woman who is dangerously devoid of boundaries. Meanwhile, things aren't going well in Buffalo where an upstart Irish gang is threatening the family business. When violence erupts, Frank is forced to return home and with an unlikely assist from Laurel, faces old rivals on new terms.
رتبه فیلم :
7.1/10 (1,703 votes)
تصاویری از فیلم
اطلاعات بیشتر
برای دیدن طریقه دانلود از سایت Rapidshare.com اینجا کلیک کنید
برای دیدن طریقه دانلود از سایت Megaupload.com اینجا کلیک کنید
برای دیدن طریقه باز کردن فایل های فشرده با پسوند RAR اینجا کلیک کنید
منبع:یزد-پاتوق
کاغذ مادهاى است که از چوب گياهان فراهم مىشود و بيشتر براى نوشتن به کار مىرود. با اين همه، از کاغذ براى بستهبندى، آرايش درونى ساختمان، صافىهاى صنعتى و پژوهشى و کارهاى ديگر نيز بهره مىگيرند. چينىها نخستين مردمانى بودند که بيش از 2 هزار سال پيش کاغذهايى مانند کاغذهاى امروزى ساختند. ايرانيان مسلمان شيوهى ساختن کاغذ را از چينىها آموختند و آن را بهبود بخشيدند. شهر سمرقند براى سالها بزرگترين مرکز ساختن و خريد و فروش کاغذ بود. سپس، در شهرهاى ديگر، از جمله بغداد، دمشق، قاهره، مغرب، جزيرهى سيسيل و شهرهاى مسلمان نشين اسپانيا، کارخانههاى کاغذسازى به راه افتاد .
نوشتن پيش از کاغذ
پيش از ساختن کاغذ، مردمان باستان براى ماندگار کردن نظرهاى خود از کندهکارى روى سنگ و چوب و لوحهاى گلى بهره مىگرفتند. سومرىها از هزارهى چهارم پيش از ميلاد بر لوحهاى گلى مىنوشتند. بابلىها اين روش را از سومرىها آموخته و کتابخانهى بزرگى از لوحهاى گلى درست کرده بودند. آنها گل را به صورت ورقهاى کلفت در مىآوردند و پيش از آن که خشک شود، دانستههاى خود را به خط ميخى روى آن کندهکارى مىکردند. سپس، آن را در آفتاب خشک مىکردند يا در کورههاى سفالپزى، مىپختند. از اين لوحهاى گلى پخته، شمار زيادى از ويرانههاى شهرهاى باستانى ميانرودان، بهويژه بابل، به دست آمده است. نوشتن روى ورقههاى مسى، برونزى و گاهى طلا نيز انجام مىشد که لوحهاى زرين دورهى هخامنشىها از نمونههاى آنهاست.
دستکم از هزارهى دوم پيش از ميلاد، آدميان آموختند که مىتوانند از پوست جانوران کاغذ چرمى(پارشمن) بسازند. ايرانيان روى پوست گاو، گاوميش و گوسفند و رومىها بر پوست خر وحشى مىنوشتند. پوستها پس از دباغى و صيقلکارى به اندازهى نازک و نرم از کار در مىآمدند که در زيبايى و نيکويى شاهکار به شمار مىآمدند. پارشمن ايرانى ويژگىهاى بهترى داشت. براى نمونه، ايرانيان براى از بين بردن بوى ناخوشايند چرم، در روند ساختن پارشمن، به آن گلاب مىافزودند. اوستا را نخستينبار روى 12 هزار پوست گاو نوشته بودند. عربها نيز روى پوست مىنوشتند، اما چون گران بود، تنها براى نوشتن چيزهاى بسيار مهم، مانند قرآن و قراردادها و پيماننامهها از آن بهره مىگرفتند. آنها نوشتههاى خود را بيشتر بر استخوان شانهى شتر يا سنگهاى نازک سفيد يا شاخههاى پوست کندهى درخت خرما مىنوشتند.
مصريان باستان از نزديک 2 هزار سال پيش از ميلاد ، از گياه پاپيروس، که گونهاى از نى است، کاغذى مىساختند که به همان نام پاپيروس شناخته شد و امروزه به صورت واژهى Paper در زبان انگليسى ماندگار شده است. مصرىها ساقههاي پاپيروس را به صورت نوارهاى باريکى مىبريدند و آنها را به گونهاى کنار هم مىگذاشتند که مانند رشتههاى پارچه در هم فرو مىرفتند. سپس، پاپيروس را در آفتاب خشک مىکردند. بهزودى، پاپيروس در تمدنهاى ديگر، از جمله يونان، روم و ايران، نيز به کار گرفته شد، اما چون آن گياه در همهجا نمىروييد، کاغذ پاپيروس به فراوانى در دست نبود. البته، به نظر مىرسد پاپيروس به دليل ديگرى در ايران چندان به کار نمىرفت، چرا که ابنعبدوس جهشيارى از بيان ابوجعفر منصور، خليفهى عباسى، نوشته است که:" ايرانيان حق داشتند که جز بر پوست کلفت و نازک بر چيز ديگرى نمىنوشتند و مىگفتند که ما جز بر آنچه در سرزمين ما فراهم مىشود بر چيز ديگرى نمىنويسيم."
مردم هندوستان روى برگ و پوست برخى درختان مىنوشتند. ابوريحان بيرونى در اينباره نوشته است که مردم بخشهاى جنوبى هند برگهاى درختى به نام تارى را، که مانند درخت نخل و نارگيل است، به هم مىچسباندند و روى آنها مىنوشتد و سپس آن برگها را با نخ به هم مىچسباندند. شايد به همين دليل باشد که امروزه به صفحههاى کتاب يا دفتر، برگ مىگويند. در سرزمينهاى شمالى هند پوست درخت توز را صيقل مىدادند و روى آن مىنوشتند. سپس برگههاى نوشته شده را شماره مىگذاردند و در پارچهاى مىپيچيدند و نگهدارى مىکردند. نامهاى که پادشاه هند به انوشيروان نوشته بود و مسعودى در مروجالذهب به آن اشاره کرده است، بر پوست درخت بوده است. ايرانيان نيز برخى از نوشتههاى خود را بر توز، يعنى پوست گياه خدنگ، مىنوشتند. ابننديم از بيان ابومشعر بلخى نوشته است که:" ايرانيان براى آنکه نوشتههايشان پايدار بماند روى توز مىنوشتند که از درخت خدنگ به دست مىآمد و خدنگ همان گياهى است که چوب محکم دارد و از چوب آن تير براى کمان مىسازند." به نظر مىرسد رومىها نيز بخشى از نوشتههاى خود را روى پوست درختان ماندگار مىکردند. چرا که واژهى لاتين Liber ، به معناى پوست درونى درخت، براى کتاب به کار مىرفت. اکنون نيز به جايى که کتابها در آن نگهدارى مىشود، Library ، يعنى کتابخانه، مىگويند.
پرسپولیس
پرسپولیس باشگاهی بود که در سال 1342 بدست علی عبده بنا شد و درآن رشته های بولینگ، والیبال و بسکتبال فعال بود. عبده از آمریکا به ایران آمده بود و درجامعه ورزشی آمریکا در رشته بوکس صاحب عنوان قهرمانی شده بود عبده مدت ها اندیشه ایجاد تیم فوتبال پرسپولیس را با خود داشت و تیم فوتبالی را نیز ایجاد کرده بود که تیمی ضعیف در رده دوم باشگاههای کشور محسوب میشد و از اعضای محبوب و ماندگاراز آن محمود خوردبین را می توان نام برد.
پس از انحلال شاهین با درایت امیر مسعود برومند و رایزنی های مرحوم دهداری، چند تن از بازیکنان قبلی شاهین در ترکیب تیم دسته دومی پرسپولیس قرار گرفته و ترتیب یک مسابقه با تیم جم آبادان ( که در آن زمان تیم صاحب نامی بود ) را دادند و پس از آن تمامی اعضای شاهین به پرسپولیس پیوستند و محبوبیت شاهین بلند پرواز را به پرسپولیس هدیه نمودند.
پرسپولیس بهار خود را درآغازین روزهای سال 1347 با مربیگری دهداری (کاپیتان پیشین شاهین) و سرپرستی دکتر برومند آغاز کرد. مطابق مقررات این تیم می بایست کار خود را در فوتبال از دسته سوم و یا حداکثر از دسته دوم باشگاه ها شروع کند اما انحلال چند تیم در این زمان باعث گردید تا به جای مسابقات لیگ یکسری مسابقات رده بندی در سطح باشگاههای پایتخت برگزار شود در آن زمان مسابقات 44 تیم به رقابت پرداختد که 4 تیم پرسپولیس ، تاج، عقاب و پاس سرگروه گردیدند. از آن پس پرسپولیس رسماً وارد مسابقات باشگاهی ایران گردید این تیم در سال 1347 قدرت نمایی کرد و تمام رقیبان را پشت سرگذاشت و به عنوان قهرمان باشگاههای تهران جهت شرکت در مسابقات آسیایی تایلند عازم بانکوک گردید.
در سال 1348 کارخانه ایران ناسیونال با مدیریت خیامی ( از طرفداران تیم شاهین) تازه تاسیس گردیده بود و تیم فوتبال ضعیفی هم داشت ، ( علی پروین هم از جمله بازیکنان این تیم بود) در این زمان( 1348) فکر تبلیغ محصول این شرکت (پیکان) با استفاده از محبوبیت تیم شاهین، خیامی را بر آن داشت تا مذاکراتی با چند تن از شاهینیهای سابق انجام داده و آنان را به تیم پیکان دعوت نماید با رفتن آنها افراد باقی مانده نیز راهی جز پیوستن به ایشان ندیدند لذا تمامی بازیکنان شاهین ( به جز عزیز اصلی ، دروازه بان شاهین) به پیکان مهاجرت کردند و در این سال عنوان قهرمانی باشگاههای ایران را از آن پیکان نمودند و در همین سال پیکان به جای تیم ملی در تورنمنت جام دوستی نیز شرکت کرده و در بین 5 تیم مقام نخست را از آن خود کرد.
لازم به ذکر است که در این زمان پیکان در برابر پرسپولیس با تک گل علی پروین و نیجه یک بر صفر پرسپولیس را شکست داد.
در سال 1350 نخستین لیگ حرفه ای فوتبال ایران با نام تخت جمشید شکل گرفت و پرسپولیس هم تلاش نمود خود را با استانداردهای حرفه ای تطبیق دهد اما بدلیل فقدان زیرساختهای فوتبال حرفه ای در کشرو این ایده بصورت کامل به فرجام نرسید و باشگاه پرسپولیس علاوه بر این نقص بزرگ بتدریج از مکتب فوتبال شاهین هم فاصله گرفت و رابطه خود را با سازندگی و تغذیه از بازیکنان جوان در آموزش و پرورش کم رنگ کرد و در مسیر استفاده کاذب از دسترنج دیگران و آوردن ستاره ها از تیم های دیگر قرارگرفت و هر روز محتاج تر از روز قبل شد و علیرغم برخورداری از طرفداران بیشمار از یک باشگاه به یک تیم تقریباً محلی نزول کرد ازجنبه فرهنگی هم با آرمانهای اولیه خود که از شاهین به آن منتقل شده بود دور شد بگونه ای که این دو قضیه بزرگ همچنان گریبانگیر این نام بزرگ است.
پرسپولیس در غیاب شاهینیها با تصاحب 12 امتیاز در رده یازدهم قرار گرفت حضور در پیکان بیشتراز یک سال به طول نیانجامید و مجدداً بازیکنان در سال 1349 به خانه خود برگشتند و قهرمانی اولین دور لیگ تخت جمشید در سال 1350 را از آن خود کردند پرسپولیس در 5 دوره برگزاری لیگ تخت جمشید، با کسب دو قهرمانی ( لیگ اول و دوم) و سه نائب قهرمانی ، به عنوان پرافتخارترین باشگاه کشور شناخته شد.
با وقوع انقلاب اسلامی، این تیم دچار بحران نفرات گردید و بازیکنانش بکلی عوض شدند و تعداد بسیار اندکی از بازیکنان قدیمی باقی ماندند.
لیکن برگزاری مسابقات جام شهید اسپندی درسال 1358 و دیگر مسابقات، باعث گردید تا بازیکنان مستعد و جوان کشور نگذارند این باشگاه بلند آوازه از رونق بیفتد.
باشگاه پرسپولیس در سال1365 تحت پوشش بنیاد مستضعفان و جانبازان قرارگرفت که نام آن به آزادی تغییر یافت لیکن پس از مدت زمان اندکی بنیاد از اداره این باشگاه خودداری کردو دراین زمان با توجه به موقعیت این باشگاه ، سازمان تربیت بدنی، خود اداره آن را عهده دار گردید و نامش را نیز به پیروزی تغییر دادند که تا کنون نیز با همین نام درمیادین ورزشی حضور می یابد.
باشگاه پیروزی از سال 1370 با آغاز مجدد لیگ فوتبال ایران تحت عنوان لیگ آزادگان دور جدیدی از فعالیتهای خود را آغاز نمودند و پیوسته علیرغم تغییرات گسترده و متعدد درمدیریت باشگاه توانست موقعیت خود را به عنوان یکی از سه باشگاه برتر کشور و کسب مقامهای نخست، دوم و یا سوم حفظ کند.
این باشگاه در سال 1380 با آغاز لیگ حرفه ای فوتبال ایران در میان 14 تیم برترایران قرار گرفت و امسال چهارمین حضورخود را تجربه می کند . دروطول سالهای گذشته باشگاه پرسپولیس در چندین نوبت به عنوان نماینده باشگاههای ایران، درجام باشگاههای آسیا حضور یافت که موفقیت های چشمگیری بدست نیاورد.
لازم به ذکر است طبق لیستی که از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا ارائه شده پرسپولیس به عنوان پرطرفدارترین تیم آسیا انتخاب شده است دالیان چین و الهلال عربستان هم درمکان های بعدی قرار گرفته اند.